تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
مسئله شاعرانه‌اى را نمىگويد ، بلكه يك اصل ضرورى و طبيعى را در بر دارد كه به جهت عدم مراعات آن تلفات زيادى براى بشريت وارد مىشود . چه بسا اشخاص هوشمند كه غرور و نخوت آنها بر هوشمندى خودشان ، از توجه به حقايق بر كنارشان ساخته ، سرمايهء كلان و مفيد هوش را نابود ساخته‌اند و چه بسا سرمايه هاى حياتى هوش كه در افراد يك جامعه موجود بوده ، ولى سخن حق در فضاى آن جامعه وجود نداشته است تا آن سرمايه را بارور بسازد ، بلكه بالعكس در بعضى از جوامع سخنان باطل و خرافات هوش سوز ، آتش در سرمايهء نبوغ و هوش و استعداد افراد شعله ور مىسازد و آنها را به صورت موجودات وسيله‌اى درمىآورد .
( ( 3598 ) ) در دل هر امتى كز حق مزه است روى و آواز پيمبر معجزه است

خردمندان هشيار جوامع از قيافه و صدا و حركات پيامبران به ارتباط آنها با ما وراى طبيعت استدلال مىكردند و معجزهء ديگرى نمىخواستند

در مقابل استدلالها و استنباطهاى منطقى كه براى اثبات دعاوى در تمام جوامع بشرى معمول است ، نوعى از اكتشافات و واقع بينىها وجود دارد كه مىتوان آنها را دلايل شخصى ناميد . اين نوع اكتشافات و واقع بينىها از واحدهاى رسمى و عمومى نيست كه براى همه كس و در همه حال قانع كننده بوده باشد . مردم اغلب در راهيابى به خدا از اين گونه دلايل شخصى ، استفاده مىكنند . ممكن است براى نشان دادن اكتشاف شخصى اصطلاح حدس و استشمام را هم به كار برد . حدس و استشمام در اغلب شئون بشرى حكمفرمايى مىكند ، گاهى قدرت