الخصم و اصبر هم على تكشف الامور و اصرمهم عند اتضاح الحكم ممن لا يزدريه اطراء و لا يستميله اغراء و اولئك قليل . ثم اكثر تعاهد قضائه و افسح له فى البذل ما يزيل علته و تقل معه حاجته الى الناس ، و اعطه من المنزلة لديك ما لا يطمع فيه غيره من خاصتك ليأمن بذلك اغتيال الرجال له عندك ، فانظر فى ذلك نظرا بليغا فان هذا الدين قد كان اسيرا فى ايدى الاشرار يعمل فيه با الهوى و تطلب به الدنيا . » ( 1 ) ( اى مالك ، براى قضاوت ميان مردم كسى را انتخاب كن كه برترين مردم در نظر تو باشد . [ براى قاضى شروط ذيل در نظر بگير : ] 1 - امور و رويدادهايى كه براى روشن شدن به او مطرح شده است در تنگنايش نيندازد . 2 - خصماء كه براى احقاق حق يا براى جلب سود و دفع ضرر در مقابل او قرار گرفتهاند او را خشمگين نسازند ، تحمل و شكيبايى داشته باشد كه متداعىها شخصيت او را به هيجان نيندازند و به لجاجت نيفتد . 3 - اگر به لغزشى دچار شد ، همان لحظه كه به لغزش خود متوجه شد و حق را شناخت فوراً بر گردد و از آن لغزش دست بر دارد . 4 - هرگز نفس خود را به حرص و طمع مشرف نسازد ، حرص و آز شخصيت او را از او نربايد . 5 - به درك و فهم ابتدايى و سطحى در بارهء موضوعات و مسائل مورد قضاوت قناعت نورزد ، بلكه بايستى حد اكثر توانايىاش را در شناسائى حق و باطل به كار ببرد . 6 - قاضى بايستى در موقع روبه رو شدن با تاريكىها و شبهات بيشتر از همه قدرت توقف و تحمل براى كشف واقع داشته باشد . 7 - در كشف واقعيات بيشتر از همه پاى بند حجت و دليل باشد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 712
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧١٢
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، فرمان مبارك امير المؤمنين عليه السلام به مالك اشتر . .