همهء شب را نخوابم ، اين همه از لطف عميم او بود .
اين شكستنها و بيمارى است كه لطف سروران را به جوشش در مىآورد و دوزخ را از تهديد من خاموش مىكند .
آرى در اين دنيا گنجى دنبالهء رنجى است ، زيرا ، رحمت حق در اين رنجها نهفته است ، در آن هنگام كه پوستها خراشيده مىشود مغز تازه مىگردد .
اى برادر عزيز در گوشه اى از خانهء تاريك و سرد غوطه ور شدن در درد و رنج مانند چشمهء آب حيات و جام بادهء خوشگوارى است ، آن جا پستى است اما قله هاى مرتفعى در آن نهان خانه قابل صعود است .
در دستگاه عظيم طبيعت هنگامى كه خزان روى مىآورد شكوه اى نداشته باش زيرا ، همين خزان است كه بهار را در درون خود دارد و آن را شكوفان خواهد ساخت . از اندوه فرار مكن با وحشت و اندوه بساز ، مرگ طبيعى هراسانت نكند ، زيرا ، عمر ابدى در دنبالهء آن مرگ فرا خواهد رسيد . اگر ديدى نفس حيوانى تو موقعيت درد و اندوه را تقبيح مىكند ، هرگز گوش به سخنش فرا مده ، زيرا ، نفس حيوانى همواره در مقابل واقعيات صف آرايى مىكند .
نفس حيوانى انسان ضد تكامل و ضد واقعيات است ، لذا هميشه مخالف نفس باش ، اين است وصيت پيامبران الهى .
هيچ مىدانيد كه فلسفهء مشورت چيست ؟ مشورت براى آن است كه در كشف حقايق و واقعيات از انديشه ها و تعقل عقلاء بهره مند شويد و باشد كه در عاقبت كار پشيمان نشويد .
شما گمان مىكنيد : اين همه اصول و قوانين عالى انسانى از هيچ و بدون علت يا از عقول ناقص همين مردم كوتاه نظر به وجود آمده است ؟ اين گمان خيالى بيش نيست ، بلكه اين همه دستورات عالى و بارور شدن آنها در نتيجهء مساعى پيامبران عظام بوده است .
كار نفس ويران كردن و گمراه ساختن مردم است ، مردم به پيامبران مىگفتند
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 663
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٦٣