آرى اين مرد بد رگ و مستبد براى و بد بخت ابدى و گمراه و مغرور و نابينا و خوار و مردود بود ، اگر چنين نبود چرا خرس را به يك مرد صاحب كمال ترجيح داده به جاى او به دوستى خود بر مىگزيد ؟ اين چنين گمراهى و غرور نتيجه اى جز سياهى رو و حاصل تباه و خيال فاسد در بر ندارد . [ اف بر اين نادانى ] از حماقتش عاقل را متهم مىسازد و خرس را شايستهء مهر و داد مىداند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 514
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥١٤