مناجات
به نام خدا
اى خداى پاك بىنياز و يار
دست گير و جرم ما را در گذار
ياد ده ما را سخنهاى رقيق
كه تو را رحم آورد آن اى رفيق
هم دعا از تو اجابت هم ز تو
ايمنى از تو مهابت هم ز تو
گر خطا گفتم اصلاحش تو كن
مصلحى تو اى تو سلطان سخن
در آن هنگام كه معلمان و مربيان بشرى قيافهء حرفه اى به خود بگيرند .
در آن هنگام كه قهرمانان مبارزه با اوهام و خرافات خود در لجن زار غرور و خود ستايى و نشان دادن دو روى خويش از هر گونه اوهام و خرافات خود در لجن زار غرور و خود ستايى و نشان دادن دو روى خويش از هر گونه اوهام و كج فهمىها ( كه فعاليتهاى فكرى و قلمى و سخنورى و تدريس آنان در ميدانى دور از دسترس جانهاى آدميان به شكل مسابقه اى در آيد كه نتيجهء برد و باختشان جز باختن يا در گرو گذاشتن شخصيت انسانها چيزى ديگرى نبوده باشد .
در آن هنگام كه مربى و رهبر تمام نيروى خود را صرف ساختن رصدگاهى در درون انسانها مىكند كه در فضاى انسان و انسانيت جز وجود بىنهايت او چيزى را نشان ندهد ، كاش اين فرد بىنوا لحظه اى به خود آمده و از خويشتن بپرسد كه : آيا اين من نيستم كه با بناى چنين رصدگاه مصنوعى بينايى انسانها و موجوديت واقعى خود را تباه مىسازم ؟