ديده شده است كه بتواند در مقابل افكار ساده و نيكو و افكار عادلانه مقاومت كند ؟ » ( 1 ) اگر چه ما با همهء مضمون اين جملات موافق نيستيم ، زيرا ، اگر افكار عاليه و بسيار بلند بتوانند به مقام والاى گرايش ايده آل قدم بگذارند ، سر نوشت خود را كه در هندسهء كلى الهى نقش بسته است با آغوش باز خواهند پذيرفت . نتيجهء ذيل را مىتوانيم از مطلب فوق استنتاج كنيم : جلوه گاه عدالت الهى براى ( خود عالى ) مركب از ماشين تعبيه شدهء حوادث و رانندگى ( خود عالى ) است در اصول پيشين متذكر شديم كه گرايش ايده آل هم زمان با رسيدن انسان به ( خود عالى ) به وجود مىآيد ، در اين مرحله انسان نه تنها خويشاوندان و ملت و نوع بشريت و جانداران را اجزايى از ( خود عالى ) مىبيند كه مورد گرايش ايده آل او مىگردد ، بلكه با يك شهود و تحرك درونى خويش احساس مىنمايد كه ضرورت قانون الهى ايجاب مىكند كه در راه تعالى و كاهش دادن شكنجه هاى ديگران بكوشد . اين همان تحرك و شهود است كه در گرايش طبيعى به شكل خود دوستى جلوه مىكرد و مىگفت : تمام دنيا را آب ببرد به من چه ؟ آن چه كه براى من اهميت دارد اين است كه زمين و آسمان دست به هم بدهند و آسايشى براى ( خود طبيعى ) من ايجاد كنند تا مرا خواب ببرد در صورتى كه در زمينهء گرايش ايده آل تمام مصايب و دردهايى را كه بشريت را فرا گرفته است ( خود عالى ) را در امواج و تلاطمهاى خود غوطه ور مىسازد . امير المؤمنين عليه السلام در نامه اى به عثمان بن حنيف والى بصره مىنويسد : « أأقنع من نفسى بان يقال لى امير المؤمنين و لا اشاركهم فى مكاره الدهر ؟ » ( آيا به اين قناعت بورزم كه به من بگويند : زمامدار جوامع با ايمان ، اما
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 394
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٩٤
هامش
( 1 ) عقل و سر نوشت ، مترلينگ ، ص 30 . .