كردارها و گفتارهاى ما هر يك بنوبت خود زنجير گرانبارى به بال و پر روح ما گشتهاند ، چگونه مىتوانيم اين انقلاب روحى و مقام والايى را كه موسى بن عمران عليه السلام گام در آن نهاده است دريابيم ؟ نه ، اين اندازه هم نوميد و مايوس مباشيد ، مگر شما نيستيد كه وقتى انديشه را به شما تعريف مىكنند بر مىگرديد به درون خود و آن را مانند اين كه ببينيد در خويشتن در مىيابيد ؟ مگر شما نيستيد كه وقتى لذت حل يك مجهول را به شما توصيف مىكنند ، در مرحلهء اول خود را با آن لذت بيگانه مىبينيد ، اصلا در خاطر شما چنان لذتى خطور هم نمىكند ؟ اما موقعى كه در مقابل يك مجهول علمى قرار گرفتيد و تمام نيروهاى دراكهء خود را به كار انداختيد و به حل آن مجهول نايل شديد احساس همان لذت را در خود مىكنيد .
اين حالت روحانى موسى را كه توصيف كرديم ممكن است در اولين مرحله براى شما قابل تصور و پذيرش نباشد ، اما به همين قناعت نكنيد كه به گوينده و توصيف كنندهء آن حالت خيره شويد و سپس در حالت ابهام فرو رويد . چه قدر روشن است اين گونه حالات روحى براى كسى كه بخواهد داراى اين حالت روانى شود ، آرى گفتيم : بخواهد ، نگفتيم : آرزو كند يا بداند ، يا از شنيدن آن حالت لذتى ببرد . ما در وجود آدميان نيرويى با عظمتتر از خواستن براى حركت سراغ نداريم ، اين همان نيرو است كه هيچ صخرهء بزرگى در مقابل عظمت آن توانايى مقاومت ندارد ، چه اشعهء مرموزى در اين خواستن وجود دارد كه مىتواند از خشنترين و سختترين موانع نفوذ كرده از ما وراى آن منبع فنا ناپذير آب حيات را براى انسان بنماياند .
شما تنها يك بار به معناى اين آيه توجه كنيد كه مىگويد :
« اَلَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا 29 : 69 . . » .
( كسانى كه در راه ما مجاهدت بورزند ما راه هاى خود را به آنها نشان خواهيم داد . )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 351
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٥١