پس بدان مشغول شو كآن بهتر است
تا ز تو چيزى برد كآن كهتر است
به جهت محدوديت عمر و قدرت و علم و وسايل درونى و برونى ، شما نخواهيد توانست همه خوبىها را به جا بياوريد ، پس ناچاريد بعضى از آنها را انجام بدهيد ، در اين صورت شما با مسئله تزاحم روبه رو هستيد . قانون تزاحم چنين اقتضا مىكند كه شما اهم و مهم را در نظر بگيريد و اهم را به جاى آوريد و بگذاريد مهم كه ناچيز تر و كهتر است از دست شما برود .
براى بهره بردارى از زندگى چند ساله ، آگاهى كامل به مسئلهء تزاحم لازم است كه ما بتوانيم اهمها را از دست ندهيم . اين موفقيت موقعى براى ما دست خواهد داد كه حال موضوعات و احكامى را كه پيرامون ما را فرا گرفته است با دقت هر چه بيشتر بررسى كنيم ، چه ، موضوعات و احكام با اهميت كه ديروز در درجهء اول از اهميت قرار داشتند امروز اهميت خود را از دست داده و موضوعات يا احكامى كه ديروز ناچيز جلوه مىكردند امروز حائز اولين درجه از اهميت گشتهاند . اين مطلب از نظر تزاحم بايستگىها و شايستگىهاى كردار بشرى بود كه اجمالا بيان كرديم . اما تزاحم در نمودهاى طبيعت نوعى از بحث تضاد است كه در جلد اول تا حدودى بررسى شده است .
تفسير ابيات
لقمان يك بندهء پاك و در انجام وظايف بندگى بسيار چالاك بود ، اين وظيفه شناسى لقمان باعث شده بود كه خواجهء او حتى از فرزندان خود نيز بيشتر دوستش مىداشت اين محبوبيت شخصيت براى لقمان در نتيجهء آزادى او از هوى و هوس بود كه او را با اين كه از نظر حقوقى و اجتماعى برده و برده زاده بود ، آقا و خواجه اش ساخته بود . [ براى تصور اين آقايى در عين بردگى اين داستان مختصر را متذكر مىشويم ] : پادشاهى به يك مرد الهى پيش نهاد مىكند كه از من چيزى بخواه تا به تو عطا كنم . آن مرد الهى مىگويد : پادشاه خجالت نمىكشى كه به من چنين پيش نهاد مىكنى ؟ من دو بندهء تسليم شده دارم كه آن دو بنده امير و حكمران تو مىباشند و بر تو كاملًا مسلطاند .