تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
( ( 1504 ) ) وقت مرگ از رنج او را مىدرند او بدان مشغول شد جان مىبرند ( ( 1505 ) ) چون به هر فكرى كه دل خواهى سپرد از تو چيزى در نهان خواهند برد

تا چيزى ندهى چيزى نخواهى گرفت

امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام در نهج البلاغه مىفرمايد : « كم اطردت الايام ابحثها عن مكنون هذا الامر [ الموت ] فابى الله الا إخفاءه . هيهات علم مخزون . » ( 1 ) ( روزهايى را در كاوش از راز نهانى مرگ سپرى كردم ، خداوند اين امر شگفت انگيز را پنهان داشت ، دانستن مسئلهء مرگ بر ما بسيار دور است ، زيرا آگاهى همه جانبه به موضوع مرگ علم مخزون است ) . با نظر به مجموع مسايل موجوده در پيرامون مرگ اين مسئله به همان حالت مرموز بودن خود ادامه خواهد داد . انتقال روح از قلمرو طبيعت به صحنهء ما وراى طبيعت مرگ ناميده مىشود و اين انتقال براى هر فردى از انسان يك بار اتفاق مىافتد ، پس از انتقال هم كسى بر نمىگردد كه كيفيت آن را براى ما توصيف و تعريف نمايد . اين مسئله تا حدودى مورد ترديد نيست و ما در مباحث آينده در بارهء مرگ مطالبى را متذكر خواهيم شد . بيت اول از دو بيت فوق مضمون فوق العاده جالبى را مطرح كرده است . آيا اين مضمون در حال سكرات موت واقعيت دارد يا نه ؟ و اگر واقعيت دارد آيا همهء تلخىهاى مرگ معلول همين مضمون است كه جلال الدين مىگويد ؟ آيا همهء مرگ

هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، ج 2 ص 45 . .