مسئله نهم عشق و مسائل اجتماعى
جاى ترديد نيست كه شخص عاشق يكى از افراد اجتماع است ، وضع روانى مخصوصى كه پيدا مىكند » باندازهء شخصيتى كه دارد « در ارتباط با اشخاص تاثيرى خواهد بخشيد ، و چون پديدهء عشق هم مانند ساير نيروهاى انسانى قابل استفادهء دو جانبه مىباشد ، يعنى هم مىتوان به وسيلهء عشق ، انسانهايى را رو به تكامل برد ، و هم مىتوان مورد سوء استفاده قرار داد ، لذا علوم تعليم و تربيتى بايستى در بارهء اين پديده تكليف خود را يك سره نمايد ، و تا حد اكثر بكوشد كه اين نيروى شگرف را در شكل تكامل يافتهء آن به حركت و كار وادار نمايد ، و چنان كه در مباحث عشق متذكر شديم بايستى عشق را از تعلق و استهلاك در پديده هاى شهوى و مادى بر كنار نموده ، به اصول عاليهاى كه به معشوق مطلق افلاطونى مىرساند آماده ساخت .
سرّ پنهان است اندر زير و بم
فاش اگر گويم جهان بر هم زنم
( ( 27 ) ) با لب دمساز خود گر جفتمى
همچو « نى » من گفتنىها گفتمى
( ( 28 ) ) هر كه او از هم زبانى شد جدا
بىنوا شد گر چه دارد صد نوا
( ( 29 ) ) چون كه گل رفت و گلستان در گذشت
نشنوى ديگر ز بلبل سر گذشت
چون كه گل رفت و گلستان شد خراب
بوى گل را از كه جوييم از گلاب