فرو برده گاه با حالت قاطعانه ما را به جوش و خروش وادار مىكند و در مرحلهء پستترى قرار مىگيرد ، با اين حال نمىتوانند آن حالت با عظمت روحى را كه از اين نمودها بر كنار است و تحت تأثير آنها قرار نمىگيرد در هم بكوبد ، اين يك حالت نادرى است كه انسان بتواند انگيزه هاى جهان هستى را آن چنان محاسبه نمايد و دامان روح را از آلودگىها به آنها پاك و مبرا نمايد كه گويى در اين جهان زندگانى نمىكند .
چون خزان حمله كند بندهء آن بلبل مستم
كه جدايى نكند از گل و در لانه دهد جان (
لاهوتى )
تفسير ابيات
به آن جهت تمام عالم از صفت غيرت برخوردارند ، كه ايجاد كنندهء آنها يعنى خداوند غيور است .
آرى از آن جهت كه خداوند به منزله روح اين جهان است ، هميشه كالبد از روح تأثير پذير مىباشد . » به تحليل بيت مربوط مراجعه شود » .
آن كسى كه عين محبوب براى او محراب ستايش گشته است ، او ديگر احتياجى به تبعيت از رسوم مقرره براى تبعيت ندارد .
كسى كه او جامه دار شاه است براى او مأموريت داد و ستد براى پادشاه خسارت است .
كسى كه آن توانايى را پيدا كرده است كه مىتواند با شاه همنشين بوده باشد ديگر آستانه نشينى براى او جاى تأسف است ، چنين شخصى مغبون خواهد بود .
اگر پادشاه براى او اين عطا را كرده است كه دستش را ببوسد نوبت به پا بوسيدن نمىرسد اگر چه سر بر پاى شاه نهادن بوسيدن دست كه تقرب بيشترى است خطا و لغزش محسوب مىگردد .