( مقربان خداوند شفاعت نخواهند كرد مگر به كسى كه او راضى باشد ) . آنان اعتقاد دارند به اين كه بهشت و جهنم آفريده شدهاند و تا ابد باقى خواهند بود ، و هرگز فانى نخواهد گشت . تمام مؤمنين را بنا به ظاهر امرشان مؤمن مىدانند ، و نماز را پشت سر هر فاجر و نيكو كار مسلمان جايز مىدانند . ( 1 ) و هر كس كه از مسلمانان بميرد بايد براى او نماز گذارده شود ، و نماز جمعه و جماعت و نماز اعياد را بر هر كسى كه معذور نباشد واجب مىدانند . ( 2 ) و همچنين جهاد با مسلمين و حج با آنها را واجب مىدانند ، خلاف را حق مىدانند ، و اين كه خلافت در قريش بايد باشد ، و ابو بكر و عمر و عثمان و على عليه السلام را به همه ترجيح مىدهند . ( 3 ) در بارهء روح اعتقاد آنان اين است كه روح حقيقتى است كه خدا علم آن را به خود اختصاص داده است ، و بيشتر از اين در بارهء روح نمىتوان گفت كه روح موجود است به جهت فرموده خداوند . « وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلرُّوحِ قُلِ اَلرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » 17 : 85 ( 4 ) ابو عبد اللَّه نباجى مىگويد : روح جسمى است لطيف كه قابل درك حسى نيست و بالاتر از اين است كه لمس شود ، و تعبيرى بيشتر از اين كه روح موجود است در باره آن نمىتوان گفت .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 768
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٦٨
هامش
( 1 ) اقتدا كردن در نماز جماعت به هر گونه اشخاص اعم از عادل و فاسق مستند به روايتى است كه ابو هريره نقل كرده است : كه » صل خلف كل مسلم برا كان او فاجرا » ( در بهشت سر هر فرد مسلمان نماز بگذار ، خواه نيك باشد خواه بركار ) البته زيادى روايات ابو هريره بنا به تحقيق متخصصين رجال حديث اعتبار ندارد . و در فقه شيعه عدالت در امام جماعت شرط است . .
( 2 ) اين مسائل در فقه شيعه احكام مختلف دارند . .
( 3 ) مسئله خلافت در عقايد هم در عقايد به طور ديگر مطرح است . .
( 4 ) سوره الإسراء ، آيه 85 . .