تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
( ( 1596 ) ) ظالم آن قومى كه چشمان دوختند وز سخنها عالمى را سوختند

سخن كه عالىترين وسيله تفاهم و تمدن و عبادت خداست ممكن است به صورت وحشتناكترين وسيله نابودى در آيد

سخن چيست ؟ عالىترين وسيله تفاهم و عبادت خدا و تعليم و تربيت انسانها . ولى سخن هم مانند ساير وسايل گاهى به صورت خطرناكترين عامل در مىآيد و مىتواند جهانى را به آتش بكشد . اين اصل جاى ترديد نيست ، ما فقط به يك نمونه اشاره مىكنيم كه چگونه سخن در دوره هاى كنونى ما از آن عنوان وسيله‌اى خود در آمده و به صورت يك هدف بدون معنى در آمده است .

آزادى بيان و دليلهاى چهارگانه آن از جان استوارت ميل

اين آزادى بيان پس از دوران شكنجه و فشارى كه اجتماعات انسانى از مقامات حاكمه به طور عموم يعنى اعم از روحانى و دولت ديده بودند ، مورد حمايت قرار گرفته است . ما در اصل اين آزادى هيچ گونه اعتراضى نداريم ، بلكه به طور عموم و صراحتا مىگوييم كه : انسان بدون آزادى خواه از نظر عقيده و منطقى و خواه از نظر بيان و انتخاب روش زندگانى ، نمىتواند از موجوديت خود بهره بردارى كند . باز از اين اصل كاملًا حمايت مىكنيم كه بدون احتياج به بازى با كلمات ، ما بايستى همين نعمت خدا دادى را در افراد جوامع تقويت كنيم . اما يك مطلب اساسى كه بايستى مطرح شود اين است كه : اولًا آيا اين آزادى موهوم و غير قابل عمل را كه پس از دوره هاى