تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠
معنى اندر شعر جز با خبط نيست چون فلاسنگ است آن را ضبط نيست

معانى در آن هنگام كه در لباس شعر عرضه مىشوند

ترديدى نيست در اين كه آن چنان كه معانى در نثر مىتواند مضبوط و منظم نشان داده شود ، در عالم شعر امكان ندارد ، زيرا يك نوع آزادى از قوانين منطق خالص در عالم شعر وجود دارد كه با نظم و ترتيب مقدمه و نتيجه سازگار نيست ، مخصوصاً اگر آن قسم معانى در شعر مطرح شود كه در نثر خود با مشكلات زيادى روبروست ، مانند اين مسائل الهى كه خود فى نفسه حيرت انگيز و دور از محسوسات است . زنجير ديگرى كه شعر براى معانى مىزند . مسئله قافيه و زيبايى الفاظ است كه بايستى شاعر قواى دماغى خود را براى آنها متمركز بسازد ، پس در حقيقت معانى را با شعر بيان نمودن مانند پرتاب كردن سنگ با فلاخن است كه نمىتوان براى مسير سنگ راه مشخصى و هدف دقيقى را معين نمود .
( ( 1529 ) ) آن رسول از خود بشد زين يك دو جام نى رسالت ماند يادش نى پيام

تحولاتى كه در روح انسانى ايجاد مىگردد بس شگفت انگيز است

با اين كه روح انسان يك ثبات عجيبى از خود در مقابل عوامل و انگيزه هاى جهانى و انسانى نشان مىدهد ، ولى گاهى چنان دچار انقلاب و تحول مىگردد كه فاصله دو نقطه اولى و دومى را جز با مفهوم بىنهايت نمىتوان تفسير كرد .