تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩

روايت

پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله لشكرى براى جنگ فرستاده بود هنگامى كه بر گشتند ، حضرت فرمود : « خوشا به حال مردمى كه جهاد اصغر را به پايان رسانيدند ، و در مقابل آنان جهاد اكبر مانده است . به او گفتند : يا رسول الله جهاد اكبر چيست ؟ فرمود : مجاهدت با نفس » ( 1 )
( ( 1373 ) ) اى شهان كشتيم ما خصم برون ماند خصمى زو بتر در اندرون

فعاليت غرايز نفسانى بدون محدوديت خطرناك است

انسان داراى يك عده غرايزى است كه در زندگانى خواه ناخواه آگاهانه يا ناخود آگاه ، آنها را بايستى اشباع نمايد ، اين غرايز به منزلهء موتور زندگانى او هستند كه دائماً تجديد يا تقويت مىشوند ، و شروع به فعاليت مىكنند . از آن جهت كه اين غرايز به منزلهء موتور و نيروى زندگانى انسانى هستند ، لذا به هيچ وجه نمىتوان گفت : اين غرايز نمودهاى بدى هستند . اين غرايز در ارگانيسم زندگانى ما آن ضرورت را دارند كه تعقل و انديشه براى تشخيص درست و نادرست . روى اين اصل ، احتمال اين كه غرايز انسانى كه منشأ بروز فعاليتهاى زندگى است ، مانع انسانيت انسان بوده بايستى آنها را از بين برد ، مطلب منطقى نخواهد بود . آن چه كه ضرورت منطق و حكمت الهى نشان مىدهد ، اين غرايز بايستى با شخصيت انسانى مهار گردند . اگر اين غرايز بدون مهار شدن و با آزادى بىبند و بار مورد بهره بردارى قرار بگيرند ، نفس انسانى قيافهء نفس اماره به خود مىگيرد كه غير از هوى و هوس حقيقتى بر آن مطرح نخواهد بود . و اگر به وسيله « من »
هامش
( 1 ) وسايل ، ج 6 ، باب 1 ، ص 123 . .