تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
صلح اضداد است اين عمر جهان جنگ اضداد است عمر جاودان

در ابديت تكاپوى اضداد وجود ندارد

زيرا در جهان ما وراى طبيعى نه حركتى از اين مقوله وجود دارد كه ما آن را در جهان طبيعت مىبينيم ، و نه تخالف و تضادى وجود دارد كه موجب اين حركات و تحولات بوده باشد . زيرا قانون مزبور براى حركت سيستم طبيعت است ، و در آن جهان كه تضاد و تمانع از بين مىرود ، ديگر موضوعى براى اضداد نخواهد ماند . به عبارت ديگر مرگ و دگرگون شدن يك موجود وداع آن از جهان طبيعت و برگشت به سوى عالم وحدت است كه هيچ گونه تمايزى ميان اشياء نخواهد ماند ، مگر همان مكاتب نورى كه با يكديگر متحد هستند .

تفسير ابيات

خرگوش با شير همراه گشته او را به سوى چاه مىبرد ، شير غرش كنان و غضبناك دنبال خرگوش به راه مىافتد هنگامى كه به نزديكى چاه مىرسند خرگوش عقب عقب بر مىگردد ، شير مىگويد : چرا بر گشتى ؟ خرگوش مىگويد من تواناسى رفتن ندارم . تو مگر قيافه ظاهرى مرا نمىبينى كه چگونه تغيير پيدا كرده رنگ گلگونم زرد گشته ، مگر تو عارف نيستى ؟ عارفان از سيما و قيافهء اشخاص وضع درونى او را خبر مىدهند . چنان كه جرس از گذشتن كاروان خبر مىدهد ، همچنين رنگ و بو از وضع خاص موجود به خوبى اطلاع مىدهد ، مخصوصاً صداى يك جاندار مىتواند وضع مخصوص او را كه در آن ، قرار گرفته است ، به خوبى نشان
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 579 | محمد تقي جعفري