تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
« بحر را غواص بايد اى پسر » . 3 - صورتهاى كالبد مادى ما يا مطابق روش فردريك هگل تمام جهان مادى در روى اين درياى پهناور ( عقل ) مانند كاسه هاى خالى در روى آب است . اين همان مطلب است كه هگل از ارسطو گرفته سيستم فلسفى خود را روى آن بنا نهاده است . ارسطو گفته بود : علت غانى موجودات مادى صور فعليه ى آنها است كه راز به وجود آمدن آنها را نشان مىدهد . نسبت صور فعليه به صور فعليه ى آينده نسبت قوه و فعل است ، هر يكى از فعليتها پيش از موجوديت اشياء پيش از ورود به قلمرو طبيعت به عنوان غايتهاى نسبى منظور شده ، پس از ورود به صحنه طبيعت تدريجاً اين غايتهاى نسبى رو به كمال مىرود ، در اينجا ارسطو صريحاً در بارهء غايت مطلق چيزى نمىگويد ، هگل همين راه را پيش مىگيرد و غايت مطلق را به عنوان عقل كلى مطرح مىكند ، اين عقل كلى عالىترين فعليت جهان هستى مىباشد . بنا بر اين صور و نمودهاى عالم مادى چنان كه جلال الدين مىگويد : مانند كاسه هاى خالى بر روى درياى عقل شناور مىباشند تا آن گاه كه از فعليت بيشترى برخوردار گردند و مانند طشت پر از آب در آب فرو روند ، براى اين است كه مىگويد :
( ( 1111 ) ) تا نشد پر بر سر دريا چو طشت چون كه پر شد طشت در وى غرق گشت
بنا بر اين :
( ( 1112 ) ) عقل پنهان است و ظاهر عالمى صورت ما موج يا از وى نمى
سپس مطلب ديگرى را در بارهء عقل پيش مىكشد ، اين بار مىخواهد دو دليل بياورد با اين كه حقيقت اين عقل كلى شناخته نخواهد شد . دليل اول : وقتى كه فرض كرديم سازنده وسايل معمولى درك ، خود عقل كلى است چگونه اين وسايل ساخته شده مىتوانند سازندهء خويش يعنى عقل را بشناسند ، اين نظير اين است كه دستگاه جامد موسيقى كه با دست موزيسين ساخته شده است بر گردد