كاملًا روشن مىشود كه : هيچ مكتب عرفانى حقيقى نمىتواند بدون علم ادعاى وصول به حقايق نمايد .
( ( 1031 ) ) آدمى را زين هنر بىچاره گشت
خلق درياها و خلق كوه و دشت
يك اصل طبيعى در تكاپو براى زندگى
انسان براى زندگانى خود مجبور است كه راه زندگانى خود را از سنگلاخهاى عوامل مبارزه عبور داده ، با گلاويز گشتن با صدها عوامل مهلك به حيات خويش ادامه بدهد .
انسان دو دشمن اساسى دارد كه بايستى با تمام قوا با آنها در گلاويزى دائمى بوده باشد :
يكى - عوامل طبيعى است كه در سر راه زندگانى او با تمام خشونت ايستاده است ، و او بايستى آنها را از سر راه خود دور نمايد ، از همين قبيل است زلزله ها ، آتش فشانىها ، بيمارىهاى گوناگون و . . . غير ذلك .
دوم - عوامل انسانى است ، بايستى گفت : متأسفانه و با تمام شرمندگى هنوز انسان دشمن انسان است .
هنوز انسان به قول توماس هابس گرگ انسان است ، با اين كه صدها قرن است كه انسان به تمدن اجتماعى گام گذاشته ، صدها قرن است كه ضرورت هم زيستى را احساس كرده است ، قرون و اعصار متمادى است كه در ارزش انسان كتابها مىنويسد ، پيامبران فراوانى در ميان آنها ظهور نموده و آنها را ارشاد كردهاند . . . . ولى خصومت انسان با انسان تا كنون شديدتر از خصومت عوامل طبيعى بوده است ، چرا ؟ براى اين كه هيچ عامل طبيعى ، مثلًا كوه آتش فشار با علم به اين كه آهنها