تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨

ذكر دانش خرگوش و بيان فضيلت و منافع دانش

( ( 1028 ) ) گوش خر به فروش ديگر گوش خر كاين سخن را در نيابد گوش خر ( ( 1029 ) ) رو تو روبه بازى خرگوش بين مكر و شير اندازى خرگوش بين ( ( 1030 ) ) خاتم ملك سليمان است علم جمله عالم صورت و جان است علم ( ( 1031 ) ) آدمى را زين هنر بىچاره گشت خلق درياها و خلق كوه و دشت ( ( 1032 ) ) زو پلنگ و شير ترسان همچو موش زو شده پنهان به دشت و كُه وحوش ( ( 1033 ) ) زو پرى و ديو ساحلها گرفت هر يكى در جاى پنهان جا گرفت ( ( 1034 ) ) آدمى را دشمن پنهان بسى است آدمى با حذر عاقل كسى است ( ( 1035 ) ) خلق پنهان زشتشان و خوبشان مىزند بر دل به هر دم كوبشان ( ( 1036 ) ) بهر غسل ار در روى در جويبار بر تو آسيبى زند در آب خار ( ( 1037 ) ) گر چه پنهان خار در آبست پست چون كه در تو مىخلد دانى كه هست ( ( 1038 ) ) خار خار حيله ها و وسوسه از هزاران كس بود نى يك كسه ( ( 1039 ) ) باش تا حسهاى تو مبدل شود تا ببينيشان و مشكل حل شود ( ( 1040 ) ) تا سخنهاى كيان رد كرده اى تا كيان را سرور خود كرده اى

ارزيابى دانش

بهترين تشبيهى را كه جلال الدين در بارهء دانش بيان نموده است ، همان است كه در مصرع ذيل ديده مىشود : « جمله عالم به صورت و جان است علم » . اگر تمام فنونها و حقايق جهان هستى را به منزلهء كالبد قرار بدهيم ، دانش روح اين جهان است . آيات و روايات منابع اسلامى ارزشى كه براى علم مقرر فرموده است در هيچ يك از مكاتب ديده نمىشود ، تا آن جا كه با اين كه بزرگترين هدف دين اسلام عبارت است
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 468 | محمد تقي جعفري