( ( 1022 ) ) شد سر شيران عالم جمله پست
چون سگ اصحاب را دادند دست
( ( 1023 ) ) چه زيانستش از آن نقش نفور
چون كه جانش غرق شد در بحر نور
( ( 1024 ) ) وصف صورت نيست اندر خامه ها
عالم و عادل بود در نامه ها
( ( 1025 ) ) عالم و عادل همه معناست و بس
كش نيابى در مكان و پيش و پس
( ( 1026 ) ) مىزند بر تن ز سوى لا مكان
مىنگنجد در فلك خورشيد جان
( ( 1027 ) ) اين سخن پايان ندارد هوش دار
گوش سوى قصهء خرگوش دار
( ( 1018 ) ) چند صورت آخر اى صورت پرست ؟
جان بىمعنيت از صورت نرست ؟
يك رسم بنيان كن در از دست دادن واقعيات به جهت صورت پرستى
يكى از آن عواملى كه در تاريخ بشرى باعث لگدمال شدن حقايق گشته ، انسانها را از وصول به درجات عالى مادى و معنوى باز داشته است . همين ظاهر بينى از حيث سن و سال و صورت ناچيز است .
چه حقايقى كه فداى خردسالى صاحبان حق و حقيقت شده است ، و چه واقعياتى كه از دست بشرى سلب شده است ، چرا ؟ براى اين كه كشف كنندهء آن واقعيات از نظر عادات و پديده هاى جاريه داراى ظاهر مطلوب نبوده است ، مثلًا زشت بوده يا از نژاد پست بوده است . چنان كه هنگامى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اسامه بن زيد را فرمانده لشكريان اسلام كرد ، بعضى از كهنسالان به كوچكى سن او اعتراض كردند .
چنين مىنمايد كه خداوند حقايق و واقعيات را در صورتهاى گوناگون بشرى توزيع كرده است ، زيرا مىبينيم كه در هر زمان و در هر مكان و با هر گونه شرايط فردى و اجتماعى حقايقى از اشخاص بروز مىكند ، كه روى رسوم و عادات نبايستى از آنها سر بزند