باز ترجيح نهادن نخجيران مر توكل را بر جهد
( ( 948 ) ) جمله با وى بانگها برداشتند
كان حريصان كاين سببها كاشتند
( ( 949 ) ) صد هزار اندر هزاران مرد و زن
پس چرا محروم ماندند از زمن
( ( 950 ) ) صد هزاران قرن از آغاز جهان
همچو اژدرها گشاده صد دهان
( ( 951 ) ) مكرها كردند آن دانا گروه
كه ز بن بر كنده شد ز ان مكر كوه
كرده مكر و حيله آن قوم خبيث
ور ز ما باور ندارى اين حديث
( ( 952 ) ) كرد وصف مكرهاشان ذو الجلال
لتزول منه اقلال الجبال
( ( 953 ) ) جز كه آن قسمت كه رفت اندر ازل
روى ننمود از سگال و از عمل
( ( 954 ) ) جمله افتادند از تدبير و كار
مانده كار و حكمهاى كردگار
( ( 955 ) ) كسب جز نامى مدان اى نامدار
جهد جز وهمى نپندار اى عيار
آيه
« وَقَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَعِنْدَ الله مَكْرُهُمْ وَإِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْه اَلْجِبالُ » 14 : 46 ( 1 ) ( آنان حيله هاى خود را پرداختند حيلهء آنان در نزد خدا محفوظ است آن چنان حيله پردازى مىكردند كه مىتوانست كوه ها را از جا بر كند ) .
هامش
( 1 ) سوره ابراهيم ، آيهء 46 . .