تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
ليك داند آن كه او را منظر است كاين فغان اين سرى هم ز ان سر است دمدمهء اين ناى از دمهاى اوست هاى هوى روح از هيهاى اوست
نتيجه چنين مىشود كه اين آتش عشق و بانگ و فرياد همه و همه از خود او ( خدا ) و به سوى ( خدا ) است ، و اين مسئله هم تدريجاً در شرح ابيات آينده مورد بررسى قرار خواهد گرفت .
( ( 14 ) ) محرم اين هوش جز بىهوش نيست مرزبان را مشترى جز گوش نيست

روايت

روايتى در تأثير موعظه و اندرز وارد شده است كه مىگويد : الموعظة إذا خرج من القلب دخل فى القلب و إذا خرج من اللسان لم يتجاوز الاذان » هنگامى كه موعظه از دل بر مىآيد بر دل مىنشيند و هنگامى كه فقط از زبان بر آيد از گوشها تجاوز نمىكند » . از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه » هنگامى كه عالم به علم خود عمل نكند وعظ و اندرز او از دلها مىلغزد ، چنان كه باران از روى سنگ صاف مىلغزد . ( 1 )

ناخود آگاهى عرفانى

حقايق عرفانى كه در ابيات گذشته مطرح شده است ، براى اشخاصى قابل درك است كه بتوانند به جهان ناخود آگاه قدم بگذارند . مقصود از ناخود آگاهى بر كنار ساختن حالت خود آگاهى است . خود آگاهى در فعاليتهاى روحى دو قسم اساسى دارد :
هامش
( 1 ) فيض كاشانى ، المحجة البيضاء ، ج 1 ، ص 137 . .