تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
( ( 868 ) ) چه عجب گر كوه صوفى شد عزيز جسم موسى از كلوخى بود نيز ( ( 869 ) ) اين عجائب ديد آن شاه جحود جز كه طنز و جز كه انكارش نبود

آيه

خداوند داستان هلاك قوم عاد را در سوره الحاقة چنين مىفرمايد : « وَأَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ . سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى اَلْقَوْمَ فِيها صَرْعى . كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ ، فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِيَةٍ » 69 : 6 - 8 ( 1 ) ( اما قوم عاد با بادهاى طوفانى بسيار تند به هلاكت رسيدند اين باد طوفانى را مدت هفت شب و هشت روز به طور متعاقب و بدون فاصله بر آنها مسلط نمود . ( اگر آن جا بودى ) مىديدى كه قوم عاد چگونه روى زمين افتاده بودند گويى آنها نخلهايى بودند كه از ريشه خشك شده و افتاده بودند آيا كسى از آنها باقى ماند ؟ ) داستان شيبان راعى ( چوپان ) را بعضى از اشخاص نقل كرده‌اند كه او براى حضور در نماز جمعه گوسفندها را در يك جا گردآورده و دور آنها خط مىكشيد و آنها را به خدا مىسپرد .

( ( 867 ) ) كوه طور از نور موسى شد به رقص صوفئى كامل شد و رست او ز نقص

رقص و طرب روحى

باد اجل كه بر عارفان وزيدن مىگيرد ، مانند اين است كه نسيم جان نوازى از بوستان بر جان آنها مىوزد ، و آن را به هيجان در مىآورد .
هامش
( 1 ) سوره الحاقة ، آيهء 6 تا 8 . .