قصهء هلاك كردن باد در عهد هود عليه السلام قوم عاد را
( ( 854 ) ) هود گرد مؤمنان خط مىكشيد ( 1 ) نرم مىشد باد كانجا مىرسيد
( ( 855 ) ) هر كه بيرون بود ز ان خط جمله را
پاره پاره مىگسست اندر هوا
( ( 856 ) ) همچنين شيبان راعى مىكشيد
گرد بر گرد رمه خطى پديد
( ( 857 ) ) چون به جمعه مىشد او وقت نماز
تا نيارد گرگ آن جا ترك تاز
( ( 858 ) ) هيچ گرگى در نرفتى اندر آن
گوسپندى هم نگشتى ز ان نشان
( ( 859 ) ) باد حرص گرگ و حرص گوسپند
دائره مرد خدا را بود بند
( ( 860 ) ) همچنين باد اجل با عارفان
نرم و خوش همچون نسيم بوستان
( ( 861 ) ) آتش ابراهيم را دندان نزد
چون گزيده حق بود چونش گزد ؟
( ( 862 ) ) آتش شهوت نسوزد اهل دين
ياغيان را برده تا قعر زمين
( ( 863 ) ) موج دريا چون به امر حق بتاخت
اهل موسى را ز قبطى واشناخت ( 2 ) ( ( 864 ) ) خاك قارون را چو فرمان در رسيد
باز رو تختش به قعر خود كشيد
( ( 865 ) ) آب و گل چون از دم عيسى چريد
بال و پر بگشاد و مرغى شد پريد
از دهانت چون بر آمد حمد حق
مرغ جنت سازدش رب الفلق
( ( 866 ) ) هست تسبيحت به جاى آب و گل
مرغ جنت شد ز نفع صدق دل
( ( 867 ) ) كوه طور از نور موسى شد به رقص
صوفئى كامل شد و رست او ز نقص
هامش
( 1 ) هود پيامبرى از نژاد عاد بوده به همين مردم عادى مبعوث شده آنها را دعوت بسوى خدا كرد . ولى در مقابل او مقاومت كرده مىگفتند خدايان ما در روح تو تصرف كرده و اختلال روانى پيدا كردهاى و هر گونه آيهاى كه براى اثبات پيامبرى خويش آورد آنان انكار كردند . و لجاجت خود را افزودند . .
( 2 ) قبط نژاد مصريان . .