( ( 845 ) ) اين سبب را آن سبب عامل كند
باز گاهى بىپر و عاطل كند ( 1 ) ( ( 844 ) ) و آن سببها كانبيا را رهبر است
آن سببها زين سببها برتر است
( ( 846 ) ) اين سبب را محرم آمد عقل ما
و آن سببها راست محرم انبياء
( ( 847 ) ) اين سبب چه بود به تازى گو رسن
كاندر اين چه اين رسن آمد به فن
( ( 848 ) ) گردش چرخ اين رسن را علت است
چرخ گردان را نديدن زلَّت است ( 2 ) ( ( 849 ) ) اين رسنهاى سببها در جهان
هان و هان زين چرخ سر گردان مدان
( ( 850 ) ) تا نمانى صفر و سر گردان چو چرخ
تا نسوزى تو ز بىمغزى چو مرخ ( 3 ) ( ( 851 ) ) باد و آتش مىشود از امر حق
هر دو سر مست آمدند از خمر حق
( ( 852 ) ) آب حلم و آتش خشم اى پسر
هم ز حق بينى چو بگشايى نظر
( ( 853 ) ) گر نبودى واقف از حق جان باد
فرق چون كردى ميان قوم عاد
تعريف عنصر
عنصر - مادهء بسيط را كه قابل تجزيه به غير از خود نبوده باشد ، عنصر مىنامند و در علوم طبيعى گذشتگان و فلسفه عنصر منحصر به چهار بوده است :
( آب ، آتش ، خاك ، باد ) ولى در دورانهاى متأخر ثابت گشته است كه عناصر نه تنها منحصر به چهار عنصر مزبور نيست ، بلكه اصلا آن چهار تا عنصر نمىباشند .
تقسيم كلى در نژاد عرب
عاد نام يكى از قبايل عرب بائده است .
عرب از حيث نژاد اولاد به دو گروه عمده تقسيم مىگردد :
1 - عرب بائده .
هامش
( 1 ) عاطل بىكار .
( 2 ) زلت لغزش .
( 3 ) مرخ درخت بادام تلخ و نام گياهى است كه سابقاً در ايجاد آتش آن را در زير هيزم مىگذاشتند كه به جهت اصطكاك و مالش از آن آتش توليد مىگشت . .