مىرسد ، ولى روشن است كه اين جريان بيش از تشابه در نقاط حركت ماده چيز ديگرى نيست ، و بنا بر حركت در تمام جهان ، اين مسئله ارزش علمى و فلسفى خود را از دست مىدهد .
و اما در بارهء خدا كه به عنوان اصل تمام موجودات تلقى شده گفته مىشود : همه موجودات به او خواهند پيوست ، مسألهاى است نظرى كه احتياج به دقت بيشتر از آن چه كه در كتابها ديده مىشود دارد ، بلى اين مقدار مىدانيم كه هيچ يك از موجودات از حيطهء مقام ربوبى نمىتواند بيرون بوده باشد ، و همچنين اين كه انسانهايى كه شخصيت خود را در اين جهان به ثمر رسانيدهاند رو به بارگاه الهى مىروند ، مىتواند هم از نظر منطق علمى و هم از مفاد آيات قرآن مجيد استفاده شود .
آيات ذيل شاهد صريح اين معنا است :
« انا للَّه و انا إليه راجعون » .
( ما براى خداييم و به سوى او رجوع خواهيم كرد ) .
« يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه » .
( اى انسان تو در حالى كه تلاش و كوشش مىكنى به سوى خدا رهسپار گشته او را ملاقات خواهى كرد ) .
و جاى ترديد نيست كه اين ملاقات واپسين غير از ملاقات در همين جهان است ، با اين كه در همين جهان سنخى از ملاقات وجود دارد كه از مفاد آيهء :
« و نحن اقرب إليه من حبل الوريد » .
( ما به او از رگ گردنش نزديكتريم ) .
استفاده مىشود .
« يا أيتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضيه مرضية » .
( اى نفس با آرامش در حالى كه تو از خدا راضى و خدا از تو خشنود است به سوى خدايت بر گرد ) .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 350
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٥٠