و آن نثار نور هر كس يافته
روى از غير خدا بر تافته
ميل حقيقى به چيزى در سازندگى شخصيت تأثير دارد
هر چه كه انسانها ميل حقيقى و روحى به سوى آن داشته باشند همان چيز شخصيت آنها را خواهد ساخت .
و از آن طرف تمام پديده هاى عارضى انسانى به سوى آن حقيقت تمايل مىكند كه به منزلهء اصل و منشأ اوست ، چنان كه نور تابع كانون خويش مىباشد ، به هر طرف كه منبع و كانون نور حركت كند ، نور نيز به همان طرف حركت خواهد كرد . روزنهاى كه در يك خانه نور را مىنماياند ، مىبينيم نور را به اطراف خانه حركت مىدهد ، اين خود روزنه نيست كه باعث دور زدن نور مىگردد ، بلكه خورشيد است كه با نظر به چگونگى محاذات آن با روزنه نور خود را حركت مىدهد .
جزوها را روىها سوى كل است
بلبلان را عشق با روى گل است
تمايل جزوها به سوى كل خويش
اين اصل شبيه به آن اصل است كه مىگويد :
« هر چيزى به اصل خويش رجوع مىكند » ما در اولين مباحث شرح مثنوى توضيح داديم كه اصل رجوع هر چيزى به اصل خود ، از يك نظر معمولى صحيح است ، انسان هم با اين نظر معمولى مشاهده مىكند كه گندم زير خاك از يك عده مواد مناسب تغذيه كرده ، سپس سر از خاك بيرون آورده و دوران سنبلى و غير ذلك را مىگذراند ، و در نتيجه باز به همان محصول گندم