تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١

نعمت تعظيم حضرت مصطفى عليه السلام كه در انجيل بود

( ( 727 ) ) بود در انجيل نام مصطفى آن سر پيغمبران بحر صفا ( ( 728 ) ) بود ذكر حليه ها و شكل او ( 1 ) بود ذكر غزو و صوم و اكل او ( ( 729 ) ) طايفهء نصرانيان بهر ثواب چون رسيدندى بدين نام و خطاب ( ( 730 ) ) بوسه دادندى بدان نام شريف رو نهادندى بدان وصف لطيف ( ( 731 ) ) اندر اين فتنه كه گفتم آن گروه ايمن از فتنه بدند و از شكوه ( ( 732 ) ) ايمن از شر اميران و وزير در پناه نام احمد مستجير ( ( 733 ) ) نسل ايشان نيز هم بسيار شد نور احمد ناصر آمد يار شد ( ( 734 ) ) و آن گروه ديگر از نصرانيان نام احمد داشتندى مستهان ( 2 ) ( ( 735 ) ) مستهان و خوار گشتند از فتن از وزير شوم و رأى شوم فن مستهان و خوار گشتند آن فريق گشته محروم از خود و شرط طريق ( ( 736 ) ) هم مخبّط حكمشان و دينشان ( 3 ) از پى طومارهاى كج بيان ( ( 737 ) ) نام احمد چون چنين يارى كند تا كه نورش چون مددكارى كند ( ( 738 ) ) نام احمد چون حصارى شد حصين ( 4 ) تا چه باشد ذات آن روح الامين ( ( 739 ) ) بعد ازين خونريز درمانناپذير كاندر افتاد از بلاى آن وزير
هامش
( 1 ) حليه زيور و زينت .
( 2 ) مستهان از اهانت به معناى توهين و پست شمردن است . .
( 3 ) مخبط گمراه شده ، و گاهى به معناى اختلال روانى هم استعمال مىگردد . .
( 4 ) حصين محكم . .