تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
كوى نوميدى مرو اميدهاست سوى تاريكى مرو خورشيدهاست

هرگز نااميد مباشيد

در نوميدى بسى اميد است پايان شب سيه سپيد است هان مشو نوميد چون واقف نه‌اى ز اسرار غيب باشد اندر پرده بازىهاى پنهان غم مخور
از آن جهت كه تمام علل و معلولات و حوادثى كه در پهنهء جهان هستى در جريان است ، تحت محاسبهء ما نيست ، و از آن جهت كه خداوند بزرگ به طور استمرار و دوام ناظر به جريان جهان هستى است ، ما هرگز نوميدى را به خود راه نخواهيم داد ، زيرا
هزار نقش بر آرد زمانه و نبود يكى چنان كه در آينه تصور ماست
و همچنين هيچ گونه تاريكى مطلق در دنيا وجود ندارد كه اگر در هنگام احساس تاريكى به درون خود مراجعه كنيم روزنه‌اى در مقابل ما قرار نگيرد و خورشيد پشت پرده‌اى را براى ما نشان ندهد .

تفسير ابيات

پس از آن كه آن وزير خود را مىكشد ، و جان خود را در راه سياست شوم و بنيان كن از دست مىدهد ، امرا يك به يك پيش آمده خود را به عنوان نايب وزير معرفى مىنمايند . و هر يك براى اثبات مقام خود طومارى به مردم نشان مىدهند . اگر طومارها داراى مضمون متحدى بود ، باز آنان در بارهء رياست با يكديگر گلاويز گشته و جبهه بندىها مىكردند ، در صورتى كه خود طومارها هم داراى محتويات مختلف و متضاد بوده است . اين اختلاف باعث چنان تشنج مىگردد كه جنگ و پيكار شروع گشته خونها روانه مىگردد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 337 | محمد تقي جعفري