بر شهيدان كوى عشقش
به سرخ رويى علم نگردد
هر آن ننالد به نالهء نى
چو نى به هر جا كمر نبندد
گروه ديگر از انسان شناسان ، خود را به نى تشبيه نكرده ، بلكه نى را وسيلهء ابراز حقايق و واقعيات معرفى كردهاند . به نظر مىرسد كه چون غالباً نواى نى غم انگيز است ، تلخى هجران را به وسيلهء نى بيان كردهاند ، و چه تلخى و سوزشى بالاتر از تلخى و سوزش هجران انسان از ما وراى طبيعت است كه جايگاه اصلى او بوده است ؟ جبران خليل جبران از اين گروه است كه به وسيلهء نى آلام بشرى را گوشزد مىكند ، و ما پس از اين ديباچه ترانه هاى او را نقل خواهيم كرد .
( ( 2 ) ) كز نيستان تا مرا ببريده اند
از نفيرم مرد و زن ناليدهاند ( 1 )
مقصود از مرد و زن چيست ؟
بعضى از شارحين معتقدند كه مقصود جلال الدين از مرد و زن معناى معمولى آنها نيست ، بلكه با ملاحظهء ساير ابيات مثنوى كه به اين مسئله مربوط است ، اين است كه مقصود از مرد جنبهء فاعليت موجودات است كه بوسيلهء اسماء حسنى كه مخصوص خداوند است فاعليت دارند . و مقصود از زن جنبهء انفالى موجودات است كه ماده و شئون آن مىباشد . و به ابيات ذيل براى اين تفسير استشهاد كردهاند :
نى كه آغاز حكايت مىكند
وز جدايىها شكايت مىكند
تا به تيغ فرقتم به ببريده اند
از نفيرم مرد و زن ناليده اند
كيست مرد ؟ اسماء خلاق و دود
كان بود فاعل در اطوار وجود
چيست زن ؟ اعيان جمله ممكنات
منفعل گشته ز اسماء و صفات
هامش
( 1 ) نفير فرياد . .