خود سخن نمىگويد و هرچه مىگويد همه وحى است كه در اختيارش گذاشته شده است .
بعد از اين مقدمه پاسخ سؤال روشن مىشود كه قرآن مجموع رمزها و اسرار غيب و ملكوت است كه براى ترجمه و روشن كردن آياتش ، انسانهاى آسمانى لازم است آنهائى از ناحيه پروردگار متعال مؤيد و معين مىشوند ، و اگر چنين نباشد كتاب آسمانى ساكت است و با هيچ كس حرف نمىگويد مگر آنهائى كه با زبانش آشنا باشند بنابراين وجود خود قرآن از مهمترين دلايل و براهين بر اثبات وجود امام معصوم است با اين توضيح ، كه همه مسلمانان به قرآن به عنوان يك وحى و كلام الهى معتقدند ، در اين صورت علت نزول آن چيست ؟ اگر وجود ساكت و صامت قرآن در ميان مردم مقصود باشد بحثى نيست ولى اگر اين كتاب در مورد آئين زندگى و براى رشد و كمال و رساندن جامعه بشرى به اوج مقام انسانى نازل گرديده ، يعنى آنان را در مورد بندگى و تسليم حق و آگاه شدن از گذشته و حال و آينده ، از آسمانها و زمين ، و . . . يارى دهد ، پس چرا ، چنين اثرى را از خود نشان نمىدهد ؟ آيا غير از اين است كه شكافندهاى را لازم دارد ؟ !
مناظرهء مهم براى اثبات حق
در اين زمينه داستان بسيار مهم و آگاهى دهندهاى راكه در حضور امام صادق عليه السلام در ايام حج واقع شده مورد توجه قرار مىدهيم كه حضرت در خيمه خود ، با يونس بن يعقوب بودند .
مردى از شام خدمت حضرت رسيد ، عرض كرد ، من در علم فقه و كلام و . . .
دانشمند ، هستم و مىخواهم با پيروان شما بحث كنم .
حضرت فرمود : آيا سخنانت را از گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله گرفتهاى ، يا از ناحيه خودت مىباشند ؟
گفت : هم از پيامبر و هم از خودم هستند .