مىشود يا نه ؟
و يا اينكه وجوبى در كار نيست بلكه قبول آن ، تفضل و كرم و تَرحُّم الهى بر بندگانش مىباشد ؟
معتزله ، معتقدند كه قبول آن بر خدا واجب است .
اشاعره ، به تفضل و رحمت بودن توبه معتقدند ، شيخ طوسى رحمه الله در كتاب انتصار و علامِّه در بعضى كتب كلامى ، تفضل و رحمت بودن را بر گزيده ، ولى خواجه در تجريد توقف نموده است . « 1 »
نقد و بررسى :
آنچه از آيات قرآن به ويژه آيه « وَإِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ » « 2 » استفاده مىشود ، اينكه ( كَتَبَ ) به معناى ( اوجب ) است كه خداوند رحم و گذشت را بر خود واجب كرده اگر كسى كار بدى را به سبب نادانى انجام داد و سپس توبه كرد و خود را اصلاح نمود ، او بخشنده و مهربان است .
اين مطلب اگر يك وعده الهى هم باشد باز وفا به عهد واجب مىگردد ، چون خودش فرموده « إِنَّ اللَّهَ لَايُخْلِفُ الْمِيعادَ » خداوند هرگز از وعده هايش تخلف نمىكند ،
اگر بخواهيم عقايد بزرگان را با ملاحظه ادله ، جمع كنيم ، بايد بگوئيم ، تفضل و رحمت بودن توبه ، به ايجاد آن مربوط مىشود يعنى هيچ كس حق ندارد خدا را به قبول توبه ملزم كند ، حالا كه خود با آن رحمت واسعهاش ، اين در را به روى انسانها گشوده ، و وعدهء پذيرش را هم داده است ، سزاوار شخص كريم نيست كه به وعده خويش عمل نكند ، پس وجوب قبول و تفضل و رحمت ، قابل جمع هستند ، و شايد توقف خواجه هم به اين منظور بوده است .
هامش
( 1 ) . مجمع البحرين ، ج 2 ، ص 14 .
( 2 ) . سورهء 6 ، آيهء 54 .