و لذا حضرت عليه السلام مىگويد : خدايا مرا از انجام دادن همانند كارهاى ستمگر نگهدار و هرگز در وضعيّت روحى و روانى او مرا قرار مده ، و برايم اجازه نده كه حتى به ظلم كنندهء خود ، ظلم كرده باشم و توفيقى بر من مرحمت فرما كه به او كمك كنم تا بيدار شود .
س : بنابراين عامل اصلى چنين عمل زيانبار چيست ؟
ج : امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
ما مِنْ رَجلٍ تَجَبَّر او تَكَبَّر لِذِلَّةٍ وَجَدَها فى نَفْسِهِ . « 1 »
هيچ كس به ظلم و ستم و تكبر و گردنكشى روى نمىآورد جز اينكه در روانش احساس كمبود و حقارت مىكند .
در روانشناسى دينى ظلم و گردنكشى از جهت بررسى ريشهها به مشكل روانى ظالم باز مىگردد ، كه در اثر انباشته شدن عقدهها ، كينهها ، هوسها ، شكست ها ، او را در حالت نگرانى ، از داورىهاى ديگران و خانواده و دوستان قرار مىدهد كه خواهند گفت تو فرد بد بختى هستى و به خاطر پوشش دادن به نگرانىهايش كه سرمايهاش را از احساس حقارتها و كمبودها مىگيرد ، دست به ظلم و گردنكشى و ايجاد فضاى ناامن مىزند تا بتواند در چنين وضعيّتهاى بحرانى خودش را پنهان كند و ديگران را از مطرح كردن كمبودهايش دور نگهدارد ، غافل از اينكه اعمال زشت و نادرست او مهمترين سند بر اثبات نامتعادل و ناراحت بودن روانش مىباشد و اگر ريشه تمام ناراحتىها و احساس حقارت و كمبودها را بخواهيم پيدا كنيم بدون شك ريشهء اصلى آن فاصله گرفتن و دورى نمودن انسان از خداى متعال است چون كسى كه با پروردگارش رابطه بندگى و اطاعت ندارد ، با نامتعادل شدن روانش مواجه مىشود و به چنين وضعيت بحرانى و اعمال زشت و نادرست روى مىآورد .
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، لغت « كبر » .