كامل خداست و در مقام بيان حقايقى است كه جان پاك و نورانى انسان همه آنها را قبول دارد چون با آنها به آرامش مىرسد .
1 - اى خدائى كه صداى شكوه كنندگان از ظلم ستمگران بر تو پنهان نيست .
2 - اى خدائى كه در مورد مظلوميت آنها ، به گواهى شهود احتياج ندارى ، چون همه چيز را خودت مىبينى ، و مىدانى .
3 - اى آنكه كمكهايش به ستمديدگان نزديك است .
4 - و اى خدائى كه ياريش از ستمگران ، دور است .
دوم وَ اعْصِمْنى مِنْ مِثْلِ افْعالِهِ . . .
در تفكر خدا باوران ، هرگز جايگاهى براى ظلم وجود ندارد و حتى اگر دشمنانشان با قساوت و سنگ دلى بر آنان ستمها بكنند ، باز علاقهاى بر ستم و ظلم به آنها را هم ندارند . به چند دليل :
1 - مبغوض بودن ظلم در پيش خدا ،
2 - ظالم در بدترين وضعيت روحى و روانى واقع است كه هيچ حريمى حتى حريم خدا هم برايش محترم نمىباشد .
3 - تجاوز به حقوق ، و از بين بردن ارزشها ،
4 - هدف مقدسى در اين كار نيست ،
5 - پشيمانى زود رس را به دنبال دارد ،
6 - جز چند لحظه احساس لذت نفسانى ، عايد ديگرى ندارد ،
7 - تمام كارهاى ظالمانه نسنجيده و زشت و نفرت آورند ،
8 - حيوانيست ، به شكل انسان ،
9 - ميل و علاقهاش از دزديدن حق كسى و يا با زور آن را گرفتن و . . . سير نمىشود ،
10 - تعادل روانى نداشتن ستمگر و به هر جنايت و فسادى روى آوردن .