3 - به درخواست كنندگان خيلى لطف و محبت دارد ، كه هيچ خواستهاى را بىجواب نمىگذارد .
4 - همه امورات و حل مشكلات در اختيار اوست و از هر بخشندهاى ، بخشندهتر است .
5 - سببها را او ايجاد مىكند .
6 - خير و صلاح را او مىداند .
بعد از باور داشتن به اين نكات ، اگر از كسى چيزى هم خواسته شود مشكلى نخواهد بود چون يقين بر اين است كه ريشه كارها بدست خداست ، چه اگر بخواهد هر خواستهاى از هر كسى صورت مىگيرد .
چهارم تَفَضَّل نه عدالت ،
چنانچه قبلًا اشاره گرديد ، رابطه انسانها با پروردگارشان به نيكى و بزرگوارى او بايد باشد و هرگز تصور استحقاق و يا داشتن حق الزامآور را نبايد در اذهان خود داشته باشيم ، به خاطر اينكه ، هيچكس نمىتواند بدون لطف وتوفيق و مهربانىهاى او قدمى بردارد و خود را در جايگاه بلندى قرار دهد و اگر كسى و يا عدّهاى ، در مقامات بلندى قرار گرفته باشند همگى اعتراف مىكنند كه همه آنها به بركت توجهات الهى بوده است و واقعيت هم همين است پس اگر اعتقادها چنين باشد ، هركسى خود را مديون خداوند دانسته و سپاسگزارى از محبتهايش را بر خويش واجب مىداند ، و لذا به فضل و نيكىهايش چشم دوخته ، و برآورده شدن خواستههايش را نيز از همين كانال انتظار مىكشد ، و لذا حضرت مىگويد : با كرم و گرامى داشتنهايت ، ما را مشمول تفضلهاى خود قرار بده .
[ . . . وَ لا تَحْمِلْنى بَعْدلِكَ عَلَى الاسِتْحقاقِ ]
وهرگز پاسخ خواستههايمان را در ميزان عدالتت كه شايستگىها را ملاك خود مىسازد قرار مده ، چون ما چيزى نيستيم كه بتوانيم به طور مستقل شايسته حقوقى باشيم و همه چيزمان از توست .