چون حكمتى كه خدا در همان كار مدنظر دارد ، به خير و صلاح اوست ، و وسائل موجود توان تغيير دادن حكمت او را ندارند .
مثلًا : مريضى را خيلى از پزشكان تحت نظر مىگيرند تا معالجه كنند ولى درمانپذير نمىشود زيرا ممكن است همين مسئله حكمتى دارد ، چه اگر او معالجه مىگرديد مرتكب جنايتى مىشد كه دنيا و آخرتش را به آتش مىكشيد ، و احتمالات ديگرى كه در اين ميان وجود دارند .
سوم : ريشه محروميتها
آگاهى و معرفت نشان كمال انسانست به خاطر اينكه ، موارد را بدين وسيله خوب تشخيص مىدهد و از آنها بهرهمند مىشود ، در جهان هستى موجودى نيست كه لباس خلقت بر اندامش پوشانده نشده باشد ، و اين از نشانههاى احتياج و ندارى است و تنها خالق بىهمتاست كه بى نياز و غنى مطلق است حالا اگر فرد محتاجى به يكى از مخلوقات روى آورد و يا او را سبب تحقق خواستهاش بدون اينكه خدا را در نظر داشته باشد ، قرار دهد ، بىترديد خود را در معرض محروميت قرار داده است .
حضرت در اين دعا مىگويد :
كَيْفَ يَسْألُ مُحْتاجٌ مُحْتاجاً ، وَ انَّى يَرْغَبُ مُعْدمٌ الى مُعْدِمٍ
؛ پروردگارا پاك و منزهى تو ، چگونه محتاجى از محتاج ديگر كمك بخواهد ، و انسان بىچيز و ندار ، چطور به ندارى علاقمند شود و از او چيزى بطلبد ! ؟
از اين جملهها نبايد برداشت نادرستى كرد كه نبايد از هيچكس چيزى خواست ، بلكه مقصود اين است كه :
1 - خدا از همه نزديكتر است .
2 - قدرت و توانائيش بى نهايت است و برايش زياد بودن خواستهها معنا ندارد .