خودش عكسبردارى كرده و ضبط مىكند و از اعضاى بدنتان چشمانى مخفى بسيار تيز و با دقتى برايتان گذارده شده كه از همه برنامه هايتان ، فيلمبردارى مىكند .
بنابراين ، بى توجهى و بىاعتنائى به نتيجه و سرانجام اعمال خود از نابسامانى روانى حكايت دارد و بايد از راه ايمان به خدا معالجه شود .
ششم : اوْ نَقُول فِى العِلمِ بِغَيْرِ العِلْمِ :
از ويژگىهاى روح و روان متعادل اين است ، كه هميشه خود را در محضر خدا ببيند و با يادآورى پروردگار متعال ، از روى آگاهى و بصيرت خود را قانع كند ، كه گفتار و كردارش را بايد از روى آگاهى انجام دهد و در هيچ موردى از كانال جهل و نادانى وارد نشود ، زيرا جز خوارى و رسوائى فايده ديگرى نخواهد داشت ، اگر چه ممكن است انسانهاى موجود در اطراف شما متوجه آن نباشند . ولى آن خود واقعى و روح دميده شده ، و فرشتگان مأمور ، و امام زمان عليه السلام و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، و بالاتر از همه ، خداى عالم از اين موضوع آگاهى كامل دارند ، پس اگر هر انسانى را چنين بصيرتى حاصل بشود ، بدون ترديد مواظب همه كارهايش خواهد شد .
حضرت در اين كلام نورانى مىگويد : خدايا ، پناه مىبريم به تو ، از اينكه خود را كانديد و يا درخواست كنندهء چيزى قرار دهيم كه شايسته آن نيستيم .
[ او نَرُوم ما ، لَيْس لَنا بِحَقٍّ ]
و يا در مواردى كه علم و دانش آن را نداريم ، اظهار نظر نمائيم .
همين دو موضوع ، اغلب جوامع بشرى را فرا گرفته است ، كه هركسى با نداشتن صلاحيت حقى و يا مقامى و . . . از راه زور و قدرت و ثروت و تهديد مدعى آن مىشود و يا كسى بدون آگاهى از موضوعى در سياست ، طبابت ، فقاهت ، و . . . اظهار نظر مىكند و اگر علت و ريشه اصلى آن را جستجو نمائيم ، خواهيم ديد كه علت آن عدم شناخت صحيح از خداى متعال و نداشتن آگاهى از گوهر زيباى انسانى خويش است ، كه فقدان اينها موجب غالب شدن هوسها و تمايلات شيطانى و نفسانى بر او مىگردد ، كه همان عدم تعادل روانى مىباشد ، زيرا معتدل شدن روان به شناخت