مطلب تأييد مىشود ، و الله العالم .
34 - حسين بن ابراهيم بن احمد بن هشام مؤدّب ( كه همان مكتّب است ) و علىّ بن عبد الله ورّاق - رضى الله عنهما - بسند مذكور در متن از عبد السّلام هروىّ روايت كردهاند كه گفت : دعبل خزاعى در آن هنگام كه حضرت در مرو نزول اجلال فرموده بود بر على بن موسى الرّضا عليهما السّلام وارد شد و به امام گفت :
يا ابن رسول الله من قصيده اى ساخته و سوگند ياد كردهام كه براى احدى قبل از شما نخوانم ، حضرت فرمود : بخوان آن را ، دعبل شروع كرد به خواندن قصيده اى كه يك سطرش اين است خواند :
مدارس آيات خلت من تلاوة
و منزل وحى مقفر العرصات
( 1 ) تا بدان جا رسيد كه :
أرى فيئهم في غيرهم متقسما
و أيديهم من فيئهم صفرات
( 2 ) حضرت عليه السّلام گريست ، و فرمود : راست گفتى اى خزاعى همين طور است ،
هامش
( 1 ) . مدارس و محافلى كه در آن قرآن خوانده و تفسير و تدريس ميشد ، اكنون خالى است ، و محلّ نزول وحى چون صحرائى بىآب و علف و خشك افتاده است .
( 2 ) . غنائم و بيت المال مسلمين را مىبينم كه در ميان ديگران تقسيم مىشود ، و مينگرم كه دستهاى ايشان ( آل محمّد عليهم السّلام ، از آن خالى است .