تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
مأمون گفت : از آن جهت كه خداوند اطاعت فرد مجهولى را واجب نميسازد ، زيرا آن ممتنع است يعنى شدنى نيست ، و اگر طاعت كسى را واجب ساخت آن كس بايد معيّن و مشخص باشد ، پس ناچار بايد رسولش او را بمردم معرّفى كند بطور واجب و ضرورى تا قطع عذر كند ، و عذرى ميان خداوند و بندگانش باقى نماند ، آيا نمىبينى كه اگر خداوند بر مردم روزهء يك ماهى از سال را واجب كند امّا آن ماه را معيّن نكند ، و نشانه اى براى آن ندهد ، و بعهدهء بندگان گذارد كه خود با عقلشان آن ماه كه خدا در نظر دارد و روزه‌اش را فرض و واجب كرده است بشناسند و از ماه‌هاى ديگر بعقل خود آن را مشخّص كنند ديگر به ارسال رسول و فرستادن پيغمبر ، خلق احتياجى نداشتند و نيز از امامى كه از ناحيهء پيغمبر به آنان خبر دهد . شخصى ديگر از علماى مجلس گفت : از كجا ثابت ميدارى كه على در روز دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله بالغ بود ، با آنكه مردمان گفته‌اند او در آن هنگام كه به ايمان دعوت شد ، كودك بود و بسنّ مردان نرسيده بود و نه حكمى داشت و نه مكلَّف ساختن او جايز بود ، و نه بسن مردان مكلَّف رسيده بود ، مأمون گفت : از اين راه ثابت ميكنم كه مطلب از اين خالى نبود كه در آن وقت يا علىّ صلاحيّت
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 471 | الشيخ الصدوق / على اكبر غفارى / حميد رضا مستفيد