شرف بخشيدى ( 1 ) ، و انتقام گير از آن كس كه بر من ستم روا داشته و مرا سبك ساخته و پيروان مرا از در خانهء من رانده است ، تلخى خوارى ، و خفّت را به دو بچشان چونان كه او به من چشانيده است ، و وى را از درگاه رحمت و كرمت دور ساز ، آنچنان كه چرك و پليدى و آلودگى دور ريخته و زدوده مىشود .
ابو الصّلت عبد السّلام بن صالح گويد : امام دعاى خود را هنوز تمام نكرده بود كه زلزله در شهر افتاد و شهر بهم خورد و فرياد و فغان اوج گرفت و نعرهها بلند شد ، و گرد و غبار برخاست ، و غوغاى شديدى در شهر افتاد ، ولى من از جاى خود حركت نكردم تا مولايم سلام نماز خود را گفت ، آنگاه رو به من كرده فرمود : اى ابو الصّلت به بالاى بام رو و از آنجا بيرون و جاده را بنگر ، ( و در آنجا : ) زنى ناپاك كه دائما بفكر آويختن بمرد اجنبى و اين و آن است و فرياد مىكند را خواهى ديد ، زنى كه اشرار را تحريك مىكند و جامهء چركين بر تن دارد ، و اهل اين شهر او را « سمّانه » مىگويند ( يعنى چاق و فربه ، گوشتالو ) به جهت كندفهمى و بلاهت ، و بىشرمى و گستاخى و پرده درى او ، و بشاخه اى از نى
هامش
( 1 ) . مراد وجوب صلوات است بر رسول خدا در نماز به حكم آيهء مباركهء * ( إِنَّ اللَّه وَمَلائِكَتَه يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْه وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً
.