صاحب جبل تبّت و در كيمان ، و تغرغر و در ارمينيه و حجاز ، و يا صاحب سرير ، و صاحب خزر ، و در مغرب و در نبردهاى ديگر كه تفصيل آن در ادارهء مربوطهء تاريخ و وقايع ، ثبت شده و مضبوط است .
و آن مواجبى كه براى تو مقرّر داشتيم و تو را به آن دعوت نموديم كه معونهء تو باشد و آن به مبلغ يك صد هزار هزار درهم بود ، و ده ميليون درهم درآمد از جواهر علاوه بر آنچه خليفه به تو قبلا بخشيده بود ، و البتّه قيمت يك صد هزار هزار درهم جواهر بسيار نزد ما اندك است نسبت به آنچه تو استحقاق آن را دارى ، و تو ترك كردى همانند اين اموال را زمانى كه امين به تو داده بود ، و خدا و دين او را مقدّم داشتى و اينكه تو از امير المؤمنين و وليعهدش تشكَّر و قدردانى نمودى ، و از اموال بسيار كه اجر و حقوق تو بود گذشتى و آن را به مسلمانان واگذاردى تا ماليهء ايشان رونق يابد و بيت المالشان افزون گردد و ديگران را بر خود مقدّم داشتى .
و اكنون از ما درخواست خصلتى كردى كه ذاتا بدان راغب بودى و در شأن تو بود ( يعنى وزارت ) و از بىرغبتى تو به دنيا ، و كناره جوئى تو از اين مردمان ، تا آن اندازه كه براى آن كس كه در كوشش تو شكّ داشت كه آيا براى دنياست يا آخرت يقين حاصل شد كه واقعا تو زاهدى و همهء سعى و كوششت براى آخرت
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 359
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٥٩