از آن بماند ، و از من خواست كه آن را نسخه پردازم و توضيح و شرح دهم معانى آن را .
و آن بر سه باب است : باب اوّل : در ذكر تمامى آنچه از ذو الرّياستين بوقوع پيوسته ( فعاليّتهائى كه داشته ) و خداوند بدان جهت حقّ وى را بر ما و مسلمين واجب كرده است .
باب دوم : در بيان مرتبهء رشد و صحّت اعمال او ، و اينكه كسى را حقّ آن نيست كه : چون و چرا كند و از فعاليتهاى او مانع شود ، و ذكر علَّت آن اعمال ، و اين بدان جهت است كه هيچ كس از خلق كه بيعت امير را در گردن دارند مانعى راهى و چاره اى نيست جز آنكه بيعت كنند با او و برادرش ، و آنان حقّ دارند مانعى را بر طرف كنند كه ظلم در بارهء آنان روا دارد و سعى در فساد بر عليه ما و ايشان و دوستان ما كند ، و اين براى اينست كه كسى آرزوى مخالفت ايشان در سر نپروراند ، و خيال نافرمانى ايشان كند ، و يا حيله گرى از راهى براى جدائى ما و اين دو تن به خود راه ندهد .
و باب سوم : در بيان عطايا و بخششهاى امير بر ايشان ( ذو الرّياستين ) ، و بيان آنچه او خواست از بيرغبتى به دنيا و واگذاشتن آن ، و آراستن خود بزيور