عليهم السّلام است .
سپس به غلامش گفت : دستمالى به روى عورتش بينداز و پارچه را تماما كنار بزن ، غلام دستور را انجام داد ، سندى گفت : آيا اثر بدى ( جراحت يا اثر سمّ يا خفگى و غيره ) در او مىبيند ؟ گفتيم : نه ، از نظر ما به مرگ طبيعى مرده است . گفت : اينجا را ترك نكنيد تا خود او را غسل داده ، كفن كنيد و دفن نمائيد .
عمر بن واقد گفت : ما در آنجا باقى مانديم و حضرت را غسل داده ، كفن كرديم . سپس حضرت را به مصلَّى بردند و سندىّ بن شاهك بر آن حضرت نماز خواند و ما ايشان را دفن كرده و برگشتيم .
و عمر بن واقد پيوسته مىگفت : در مورد موسى بن جعفر عليهما السّلام هيچ كس از من آگاه تر نيست ، چگونه مىگويند : او زنده است و حال آنكه من خودم او را دفن كردم ؟ 4 - عتّاب بن اسيد از قول عدّه اى از بزرگان اهل مدينه نقل كرده است كه :
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 198
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٩٨