را از دست مردمى نجات بخشد كه عليه ايشان گرد آمده بودند ، و اين كارى است واجب بر هر يك از بندگان خدا .
اين سخن نويسنده به نقل از كتاب سليم بن قيس كه زهرا عليها السلام با ابوبكر و عمر مشاجره كرد و در ميان مردم سخن گفت و فرياد برآورْد سخنى دروغ و بربافته است ، زيرا سليم بن قيس از اين قبيل سخنان نمىآورَد و آنچه او آورده ، اعتراض حضرت زهرا عليها السلام بر ابوبكر و عمر است بى هيچ مشاجره و فريادى . رجوع كنيد به صفحهء 226 اين كتاب .
نويسنده ادّعا كرده كلينى در فروع روايتى آورده است كه براساس آن فاطمه عليها السلام به ازدواج با على عليه السلام خشنود نبوده است ، زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله روزى بر او وارد مىشود و دختر خود را گريان مىيابد . حضرت صلى الله عليه و آله به او مىفرمايد : چرا مىگريى ؟ به خدا اگر در ميان كسان من بهتر از او يافت مىشد تو را به ازدواج او در مىآوردم . من تو را به ازدواج او در نياوردم ، بلكه خداى ، تو را به همسرى او برگزيد .
پاسخ نويسنده اين است كه حديث مذكور گواه رضايت نداشتن سرور زنان فاطمه زهرا عليها السلام به ازدواج با اميرالمؤمنين عليه السلام نيست و شايد گريهء آن بانو عليها السلام به سبب دورى از خانهء پدرش ، رسول خدا صلى الله عليه و آله ، بوده باشد ، يا به سبب سختيها و دشواريهايى كه اميرالمؤمنين عليه السلام همراه با حضرت فاطمه زهرا عليها السلام گرفتار آنها خواهد شد ، يا شايد هم گريهء فاطمهء زهرا عليها السلام ، چنانكه در پارهاى احاديث آمده ، از سرِ شرم در شب زفاف بوده است . عبدالرزّاق صنعانى در كتاب خود ، جلد 5 ، صفحهء 340 با سندش از ابن عبّاس در حديثى مفصّل آورده است كه : چون فاطمه عليها السلام
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 71
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٧١