( 5 ) اسكندر نسبت به ملطيهاىها به مهربانى رفتار كرد ، اما ديگران را به بردگى كشاند . از ديگر سوى ، چون سپاه دريايى بيكار بود و پاسدارى از آن مستلزم هزينههاى گزافى بود ، ناوگان را ، به غير از چند كشتى جنگى كه براى حمل و نقل ادوات محاصره از آنها بهره جست ، ترخيص كرد .
در بين اين ناوگان ، 20 كشتى جنگى متحدان كه به وسيلهى آتنيان فرستاده شده بود ، يافت مىشد .
23 .
( 1 ) برخى مىگويند كه عقيدهى ترخيص ناوگان از آن سردار لايقى بود :
« چون آمدن داريوش قطعى بود و نبرد سازمانيافتهى بزرگى درمىگرفت ، وى انديشيده بود كه اگر اميد به رهايى در گريختن را از مقدونيان بگيرند ، اينان شور بيشترى براى جنگيدن از خود نشان خواهند داد .
( 2 ) وى در نبرد گرانيك نيز ، همينگونه عمل كرده بود : در واقع خود را به شيوهاى آراست كه پشت به رودخانه قرار گيرد تا احدى تلاش به گريختن نكند ، زيرا به ديدگان خويش مىديد آنهايى كه مورد تعاقب قرار مىگيرند در بستر رود هلاك مىگردند . بعدها آگاتوكل « 1 » ، شاه سيراكوز ، بهخاطر تقليد از اين حربهى جنگى اسكندر ، پيروزى غيرمنتظرهاى را به چنگ آورد :
( 3 ) وى پس از آنكه با سپاه كوچكى از آفريقا عبور كرد ، كشتىهاى جنگىاش را به آتش كشيد ؛ اينچنين اميد سربازانش را براى نجات خويش از راه فرار ، از بين برد و آنان را وادار كرد شرافتمندانه بجنگند . اينچنين بر سپاهيان بىشمار كارتاژ كه براى نبرد با وى آراسته شده بودند ، پيروز شد . »
( 4 ) پس از تصرف ملطيه ، سپاه - پارسيان و مزدوران - همچنين آزمودهترين سرداران ، به هالىكارناس عقبنشينى كردند . « 2 » اين شهر ، بزرگترين شهر كاريه « 3 » بود كه سراى شاهى « 4 » كاريهاىها در آنجا واقع و پر از ارگ بود . « 5 »
هامش
( 1 ) .( Agathocle )؛ جبار سيراكوز كه حدود ( 361 - 289 پ . م ) مىزيست .
( 2 ) . آريان ( 1 ، 19 ، 3 ) نيز به عقبنشينى پارسيان و مزدوران يونانى اشاره دارد .
( 3 ) .Carie( 4 ) . مقصود ديودور از سراى شاهى ، پايتخت آن مىباشد .
( 5 ) . ر . ك به : استرابون ( 14 ، 2 ، 16 ) ؛ آريان ( 1 ، 19 ، 3 )