رنگشان را از مادهاى فرار مىگيرند ؛ به همين خاطر است كه ياقوتهاى سبز مصنوعى با رنگ كردن بلورها ، بهوسيلهى آتشى كه توسط بشر افروخته مىشود ، ساخته مىشوند . ياقوتهاى سرخ نيز رنگشان را از پرتو نورى ، كه تلالؤ آن كم و بيش از آن ساطع مىگردد ، مىگيرند . همچنين است رنگهاى پرندگان ؛ برخى به نظر مىرسند ارغوانى رنگند و برخى ديگر پر از رنگهاى متنوع گوناگون ؛ اينها به رنگ زرد آتشىاند و آنها به رنگ زرد روشن . هريك از آنها رنگشان را براساس انعكاسهاى متفاوت نور ، از زمرد و طلا مىگيرند . سرانجام اينكه ، يافتن نامى براى هريك از رنگهايى كه به اين شيوه به وجود مىآيند ، دشوار است . همين امر در تشكيل رنگينكمان توسط پرتو خورشيد ، مشاهده مىگردد . طبيعىدانان از همهى اين پديدهها استنباط مىكنند كه گرماى درونى و طبيعى اجسام ، جوهرهى رنگزاى آنهاست و خورشيد كه به همهى موجودات جان مىبخشد آن را به فعليت درمىآورد . منشأ رنگهاى گوناگون گلها و خاكها ، از اين امر ناشى مىشود .
بنابراين بشر ، اين شاگرد طبيعت ، با تقليد از قدرت طبيعى خورشيد است كه مىتواند مواد را رنگآميزى كرده ، چشماندازهاى گوناگون به آن داده و اينچنين ، اثرى هنرى خلق نمايد ؛ زيرا روشنايى ، سرچشمهى همهى رنگهاست . وانگهى رايحهى گلها ، خواص شيرههاى گياهى و جثه و غرايز حيوانات ، جملگى از آن ناشى مىشوند .
درخشش و گرماى آفتاب خصوصيات متفاوتى به خاك مىبخشند ؛ آنها با تأثير ملايم خويش ، زمين را حاصلخيز و آب را بارور مىگردانند ؛ سر آخر اينكه ، خورشيد معمار طبيعت است . نه سنگ قيمتى پاروس « 1 » و نه هيچ مرمر معروفى با سنگهاى اعراب قابل قياس نيستند ؛ آنها بر ديگر سنگها ، به خاطر سپيدى خيرهكننده ، وزن و جلايشان برترى دارند . همچنان كه اشاره كرديم ، همهى اينها ناشى از تأثير خورشيد است كه اجسام را محكم و سخت نموده ، آنها را با خشك كردن ، فشرده ساخته ، جلا مىبخشد . « 2 »
هامش
( 1 ) .Lapierre lygdiennedeParos( 2 ) . واقعيتهايى وجود دارند كه بيشتر احساس مىشوند تا درك شوند ؛ آنها همواره با بشر بوده و -