33 .
در زمان پادشاهى آرته ، جنگ بزرگى بين مادها و كادوسيان « 1 » روى داد .
منشأ آن چنين بود : يك پارسى به نام پارسود « 2 » - كه به خاطر شجاعت و دورانديشى و ديگر خصلتهايش مردى برجسته و بزرگ بود - مهر و دوستى شاه را نسبت به خويش جلب كرد به گونهاى كه شاه هنگام مشورت بيشترين تأثير را از وى مىگرفت .
پارسود به سبب حكمى كه شاه عليه وى صادر كرده بود رنجيده خاطر شده ، همراه با سه هزار پيادهنظام و هزار سوارهنظام ، نزد كادوسيان پناه برد و خواهرش را به ازدواج يكى از برجستهترين رجال اين سرزمين درآورد . اين ياغى ، اين سرزمين را براى كسب استقلال خويش برانگيخت و خود بهعنوان سركرده ، برگزيده شد . وى پس از آگاهى از اينكه نيروهاى بىشمارى عليه وى فرستاده شده است ، تمامى كادوسيان را به جنگ فراخوانده ، اردويش را در دربند ورودى اين سرزمين - همراه با سپاهى كه شمارش كمتر از 200 هزار نفر نبود - برپا ساخت . وى با پادشاه ، آرته ، كه همراه 800 هزار سرباز به جنگ وى آمده بود ، پيكار كرد و بيش از 50 هزار تن از آنها را به خاك هلاكت رساند و باقى را از سرزمين كادوسيان راند . پارسود كه با اين پيروزى تحسين و ستايش همگان را بهخود جلب كرده بود توسط بوميان به پادشاهى برگزيده شد ؛ وى از آن زمان پىدرپى به ماد يورش مىبرد و آن را ويران مىكرد .
پارسود به آوازهاى بلند دست يافت و در اواخر عمر به جانشين خود سوگند رسمى داد كه همواره كين كادوسيان عليه مادها را بر دل داشته باشد و نذر كرد اگر روزى تبارش و جملگى كادوسيان با مادها از در صلح و آشتى درآيند ، دچار لعن و عذاب الهى شوند .
به اين خاطر است كه كادوسيان همواره دشمن مادها بودند و هرگز به اطاعت پادشاهان آنها - تا زمانى كه كوروش امپراتورى را از آن پارسيان كرد - گردن ننهادند .
هامش
( 1 ) .( Cadusiens )؛ اقوام ساكن در جنوب شرقى درياى خزر .
( 2 ) .( Parsode )؛ نيكولاس دمشقى كه برخى جزئيات توطئههاى اين شخص را براى ما بازمىگويد ، از وى تحت نام پارسونداس نام مىبرد .