در بيشتر قسمتهاى شهر ، ثروتمندان آشورى سكنى داشتند ، اما پادشاه ، تمامى بيگانگانى را كه علاقمند به زندگى در آنجا بودند ، مىپذيرفت . وى اين شهر را به نام خويش ، نينوس « 1 » ناميد و قسمت اعظم سرزمينهاى اطراف را بين ساكنان آن تقسيم كرد .
4 .
پس از بناى اين شهر ، نينوس عليه باكتريان روانه شد و در آنجا با سميراميس « 2 » ازدواج كرد . چون وى در ميان تمامى زنانى كه مىشناسيم پرآوازهترين آنهاست ، بايسته است اندكى توقف كرده و شرح دهيم كه چگونه اين زن از مرتبهاى پست و پايين ، به قلهى افتخار دست يافت .
در سوريه شهرى به نام آسكالون « 3 » و در مجاورت آن درياچهى پهناور و عميقى با ماهىهاى فراوان وجود دارد . « 4 » در كرانههاى اين درياچه ، معبد ايزد بانوى پرآوازهاى واقع است كه سورىها آن را « درستو » « 5 » مىنامند . اين ايزدبانو داراى سيماى يك زن است ، ولى باقى بدنش به شكل ماهى است . « 6 »
دلايلى كه اين ايزدبانو به اين شكل درآمده ، چنين است : فرزانگان اين سرزمين حكايت مىكنند كه ونوس « 7 » ، براى آنكه از ناسزايى كه اين ايزد بانو به وى روا داشته بود كين بستاند ، عشق آتشينى را در وجود او نسبت به زيباروى جوانى كه مىخواست قربانى به وى تقديم دارد ، برافروخت . همچنين آوردهاند كه « درستو » خود را به اين مرد سورى وانهاد و دخترى به دنيا آورد ؛ اما شرمسار از ضعف خويش ، مرد جوان را از پاى درآورده و فرزند را در مكانى ريگزار و بيابانى وانهاد .
عاقبت از شرم و ناراحتى خود را به درياچه افكند و به شكل يك ماهى درآمد و به
هامش
( 1 ) . اين شهر در كتاب مقدس ، نينوا ناميده شده كه بر پايهى نظر بوشار( Bochart )به معناى « مأوا و اقامتگاه نينوس » بود .
( 2 ) .Semiramis( 3 ) .Ascalon( 4 ) . احتمالا منظور درياچهى سيربونيد است كه در كتاب اول ، بند 30 از آن سخن به ميان آمده است .
( 5 ) .Derceto( 6 ) . اين داستان را با داستانى از لوسين( Lucien )، تحت عنوان « ايزد بانوى سورى » مقايسه كنيد .
( 7 ) .( Venus )؛ ايزد بانوى رومى كه با آفروديت يونانى مطابقت داده شده است .