تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
قاسم مصرى آمده است كه پسر أحمد بن طولون ، هزار كارگر را به مدت يكسال براي جستجوى درِ ورودى هرم به كار گماشت . آنان به سنگى مرمر برخوردند . پشت آن در ، ساختمانى قرار داشت اما نتوانستند در ساختمان را بگشايند . تا اينكه كشيشى مسيحي از حبشه ، نوشته سنگ را كه از طرف يكى از فراعنه مصر بود ، خواند : " من اهرام وظرف هاى سفالى را ساختم واين دو هرم را بنا نهاده وگنجها وذخائر خود را در آن به وديعت نهادم " ابن طولون گفت : " اين چيزى است كه هيچ كس جز قائم آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) راه وچاره آن را نمىداند " سپس آن تخته سنگ بجاى اولش گذارده شد . در اين روايت نقاط ضعفي وجود دارد كه شايد برخى راويان به آن افزوده باشند اما در عين حال ، نقاط قوتِ قابل توجهى نيز به چشم مىخورد . والله العالم . د : حديث " أخنس مصر " نويسنده كنز العمال حديث زير را به نقل از تاريخ ابن عساكر از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) روايت كرده كه فرمود : " مردى از قريش بنام اخنس ( وبر أساس كتاب فيض القدير مناوى ج 4 ص 131 ) مردى از بنى أمية در مصر قدرت را بدست خواهد گرفت . سپس بر أو پيروز شوند ويا قدرت از أو گرفته شود أو به روم گريزد وروميان را به اسكندريه آورد ودر آنجا با مسلمانان به نبرد پردازد واين آغاز فجايع وكشتارها است " ( 1 ) منظور از " آغاز فجايع " شايد فجايع وكشتارهاى قبل از ظهور حضرت ومراد از بنى أمية ، خط ومشى آنها باشد . والله العالم * *
هامش
( 1 ) كتب برهان ص 200 .