پس ما واقعگراييم و بر اساس واقعيت عمل ميكنيم . پس اگر - به عنوان مثال - كسي گفت « بياييد وسط بيابان براي امام پادگان بسازيم » ، به او ميگوييم « چه كسي گفته ؟ آيا امام اين مسئوليت را به تو داده ؟ » اگر گفت « بله » ميگوييم ؟ « دليلت كو ؟ » ميبينيم كه دليلي ندارد ، پس ميگوييم « عمل خود را بر پايه احتمال بنا نكن . »
يعني زندگي هر روزه خود را برنامهريزيهاي دنيايي ومادي پيش ببريم ؟
بله . صحيح است ، درستش اين است . با عوامل و مؤلفههاي طبيعي و حسابهاي مادي . شرع همين است . شريعت همين را ميگويد . در غير اين صورت ، شرع را تعطيل كردهايم و شريعت جديدي بنا كردهايم ، و انحراف از همين جا آغاز ميشود .
از سالها پيش از رخ دادن انقلاب ، در فكر مطالب اين كتاب بودم
رويكرد شما در كتاب عصر ظهور ، اين سؤال را ايجاد ميكند كه آيا رخدادها و بشارتهايي كه در دوران انقلاب اتفاق ميافتاده ، در تأليف اين كتاب اثر داشته است ؟
نه . نه . مؤثر نبوده . انقلاب ايران ، فكر تأليف اين كتاب را ايجاد نكرد .
يعني ميفرماييد كه شما سالها پيش از اين كه حرفي از انقلاب ايران باشد ، از سيزده چهارده سالگي ، يعني حدود سال 60 ميلادي ، در اين انديشه بودهايد .
بله . همين طور است . ما درباره مقدّمات و حوادث زمينهساز حركت امام صحبت ميكرديم . پيش از انقلاب ، درباره احاديث مردمي كه در مشرق قيام خواهند كرد ، حرف ميزديم . به اين احاديث ايمان داشتيم و هنگامي كه انقلاب
سوء استفاده از ايمان به امام مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٧٩